يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
67
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
ور خلط دكر بقى برآيد نبود * بهتر ز شراب ميبه و حب الآس صفت صفت شراب به شراب به آب بهى صد مثقال قند سفيد پنجاه مثقال بجوشانند تا بقوام آيد يا هشتاد مثقال قند سفيد را صاف كنند و به بيست مثقال ربّ بهى آميخته بقوام آورند صفت رب صفت رب بهى آب بهى يكمن بجوشانند تا چهار يكى بماند صفت شراب ليمو شراب ليمو در علاج دوار كذشت صفت شراب ميبه شراب ميبه زنجبيل و قاقله و قرنفل و عود از هريك درمى نيمكوب ساخته در لته بندند و در صد مثقال آب بهى و پنجاه مثقال شراب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بهشتاد مثقال قند سفيد بقوام آورند پس مصطكى و مشك و زعفران از هريك دانكى در كلاب يا آب حل كرده اضافه نمايند و دوسه جوش ديكر دهند صفت شراب حب الاس صفت شراب حب الاس كه بپارسى مورد دانه كويند تخم مورد بيست مثقال در يك پياله و نيم آب جوشانند تا بنيم پياله آيد صاف كرده با هشتاد مثقال قند سفيد آميزند و بجوشانند تا بقوام آيد قى الدّم قى الدّم يعنى برآمدن خون از معده يا عضوى ديكر بقى رباعيه اى قى دمت فكنده در بيم و هراس * كويم سخنى كر سخنم دارى پاس صمغ عربى و